السيد محمد حسين الطهراني
49
امام شناسى (فارسى)
بندگان مخلَصين ما بود . « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » « 1 » پس هر كه بهمقام و مرتبهء مخلَصين برسد ، از هر گونه زشتى و منكرى در حفظ و امان الهى است ، و علاوه چون حيات آنها حيات حقّ شده و از عالم مقدار عبور كردهاند ، و خواطر مغيّره و مبدّله نفس ديگر در آنها وجود ندارد ، بنابراين در تلّقى معارف الهيّه و علوم كليّه و حفظ و تبليغ و تحويل نيز داراى مقام عصمت ، و مصون بصيانت حضرت احدّيت خواهند بود . استفاده تمام مراتب سه گانه عصمت براى پيامآوران الهى از آيه مباركه عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول از آيه مباركهاى كه در مطلع گفتار قرائت شد مىتوان تمام مراتب سه گانه عصمت را در فرستادگان خدا كه براى هدايت و ارشاد مردم مبعوث شدهاند استفاده نمود : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » خداوند عالم غيب است و از اين علم غيب خود بهكسى اطّلاع نمىدهد مگر به آن فرستادگانىكه مورد رضاى او واقع شوند ، يعنى من جميع الجهات از نقطه نظر فعل و صفت ، از نقطه نظر ملكات و عقائد ، و از نقطه نظر صفات نفسيّه و روحيهء مورد رضاى حضرت او قرار گيرند ، كسانىكه بهمرحلهء عبودّيت محضه نائل آمده ، از خودپسندگى و خودبينى در جميع مراحل بيرون آمده ، خدا پسند و خدا بين شدهاند . چون معلوماست كه تا انسان بهاين سر منزل نرسد مورد ارتضاى مطلق پروردگار واقع نخواهد شد « 2 » و اين همان مرتبهء مخلَصين است ، در اينصورت خداوند پرده و
--> ( 1 ) سوره يوسف : 12 ذيل آيه 24 ( 2 ) در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چطور در اينجا مراد از اتضاء ارتضاى مطلق است ولى در آيه مباركه 28 از سوره انبياء : « وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى » ، مراد از ارتضاء ارتضاى در دين و عقيده است ، جواب آنست كه چون شفاعت راجع باهل معصيت است ، آن هم معاصى كبيره ، بدليل آيه 32 از سوره و النجم : « لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ، الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ » ، افرادى را كه فقط از گناه كبيره اجتناب كنند آنها را محسن شمرده است ، و پيغمبر فرموده است شفاعت براى محسنين نيست : شفاعتى لاهل الكبائر من امتى فاما المحسنون فما عليهم من سبيل ، و در سوره نساء آيه 30 وارد است كه : « إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ » ، بنابراين نفس اجتناب از كبائر خود به خود مكَفِّر سيئآت و معاصى صغيره است ، روى اين زمينه مراد از ارتضاء در آيه شفاعت بمناسبت حكم و موضوع حتما بايد ارتضاء در دين و عقيده باشد نه ارتضاء در سر و ذات و عمل ، زيرا كسى كه ذاتش و سرش مورد ارتضاء واقع شود ، ديگر درباره او شفاعت معنى ندارد و مؤيدّ اين معنى رواياتيست كه از حضرت امام رضا عليه السّلام وارد شده است و در آنها ارتضاء در آيه شفاعت را بارتضاء در دين تفسير نمودهاند ( جلد اول از تفسير الميزان ص 171 ببعد و جلد هفتم در سوره انبياء در آيه 28 رواياتيست كه بر مقصود دلالت دارد ) آن آيه ارتضاء در مورد علم غيب بمناسبت حكم و موضوع ، باطلاق خود باقى است . در مورد شفاعت باز بمناسبت حكم و موضوع فقط اطلاق در مورد دين و عقيده خواهد داشت .